Francaise
English
فارسي
جستجو
اطلاعات تماس
نقشه سايت
صفحه اصلي

Skip Navigation Links

مطلبی که خواهید خواند از کتاب “سفری با سرطان  پستان به سوی امید”  تالیف دکتر احمد کاویانی و همکاران می باشد. توصیه می شود برای دریافت فایل اصلی کتاب که به صورت مصور می باشد،بر روی لینک زیر کلیک نمایید.

 

دریافت فایل کامل PDF


 

 

آگاهی از ابتلا به سرطان پستان

 

 

 

در این فصل شما پاسخ سؤالات زیر را خواهید یافت:

- شايعترين احساسات و عواطف زناني كه متوجه بيماري خود مي شوند، کدامند ؟

- آیا این احساسات غیر طبیعی هستند؟

- چگونه مي توانيد با اين احساسات كنار بياييد؟

- براي زناني در شرايط شما، چه روش هايي در اين زمان كمك كننده بوده است؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«از مرگ مي ترسيدم. از اين كه بميرم و دو فرزندم راتنها بگذارم. ولي حال مي توانم هر چیزي را در اطراف خودم تحسين كنم، بخصوص خانواده و دوستانم را. نمي دانم بدون آنها چطور مي توانستم به زندگي ادامه بدهم. حالا 9 سال از آن تاريخ مي گذرد و من هر سال از این که در کنار   خانواده ام هستم، خدا را شكر مي كنم».

 

بايد اشتباهي پيش آمده باشد!

هنگامي كه ترس از سرطان به يك واقعيت بدل مي شود، تعداد كمي از ما آمادگي قبول آن را داريم. اما خوب است بدانید هر ساله بيش از يك ميليون نفر از زنان سراسر جهان با اين واقعيت روبرو مي شوند. زناني از هر سن و قوميت، زناني كه فكر مي‌كنند سالم هستند، زناني كه ما آنها را مي‌شناسيم و به آنها اهميت مي‌دهيم، زناني درست مثل خود ما.

«تعداد انگشت شماري از مردم متوجه مي شوند كه شما به عنوان يك بيمار مبتلا به سرطان در چه شرايطي هستيد، آنها سعي مي‌كنند درك كنند، اما نمي توانند مگر اين كه خودشان مبتلا باشند. من فكر مي كنم مهمترين خواسته براي آن دسته از بيماراني كه تحت درمان قرار مي گيرند اين است كه به آنها اميد به بهبودي، زنده ماندن وموثر بودن معالجات داده شود.»

        

براي كسي كه به تازگي در جريان بيماري خودش قرار گرفته است، احساساتي مثل ترس، تنهايي و سردرگمي، براي تصميم‌گيري هاي بعدي كاملاً طبیعی هستند. بايد بدانيد كه شما تنها نيستيد. اين حقيقت را ميليون‌ها نفر در سراسر جهان كه با سرطان پستان زندگي مي كنند، به شما ثابت مي كنند. افرادي وجود دارند كه به شما كمك مي كنند تا با بيماريتان كنار بياييد. اطلاعاتي وجود دارند كه به شما كمك مي كنند تا تصميمات درستي بگيريد. تشكيلاتي وجود دارند تا شما بدانيد در حال حاضر در چه وضعيتي قرار داريد و چه بايد بكنيد.

حالا ممكن است وقت گريه كردن، غصه خوردن يا عصباني شدن باشد، اما وقت مراقبت از خودتان هم هست. به زودي قادر خواهيد بود براي درمان و بهبودي خود تصميم بگيريد.

 

«يكي از محاسن زندگي كردن با سرطان، تقويت ارتباط عاطفي من با همسر و فرزندانم بوده است. ما حالا با يكديگر مهربان تريم و درك مي كنيم كه هيچ وقتي براي تلف كردن و گفتگوهاي آزاردهنده نداريم.»

 

شايد بد نباشد كه وقتي از بيماري سرطانی خود آگاه مي شويد، یعنی در هنگام فكر كردن به ادامه زندگي همراه با سرطان، فكر كنيد كه در حال سفر هستيد. مثل هر سفر ديگري مي‌توانيد برنامه‌ريزي كنيد، اما نمي‌توانيد مطمئن باشيد كجا مي‌رويد، كجا مي رسيد يا در طول سفر چه به دست مي آوريد. اتفاقات خوب و بد برايتان پيش مي آيد، همسفران متعددي را ملاقات مي كنيد، اطرافتان را نگاه مي‌كنيد، تأخير را تحمل مي كنيد و منتظر توقف‌هاي بعدی مي شويد. در اين سفر مي توانيد كسب اطلاعات در مورد سفر را جايگزين ترس از اتفاقات آينده كرده و سپس سفر را آغاز كنيد.

 

«غمزده و ناراحت بودم. متوجه شده بودم كه تمام چيزهايي كه از آنها مي ترسيدم، حالا در مقابلم هستند.ولي حالا انگار مدام در سفرم و دائماً در حال بهبودي. پس از مشاوره هاي فراوان که گاه فردي وگاه همراه با همسرم بود، زندگي خوبي دارم. ياد گرفته ام كه با خودم و ديگران روراست باشم. به نشانه هاي بدن خودم توجه مي كنم و به آنچه از من      مي خواهد، احترام مي گذارم.»

 

جنبه عاطفي سرطان

وقتي كه مي فهميد مبتلا به سرطان پستان هستيد، ممكن است احساس تنهايي يا ترس كنيد. برخي از ما ممكن است فكر كنيم كه ديوانه خواهيم شد، اما اين طور نيست. سرطان يك بحران بزرگ در زندگي است و بديهي است كه تا وقتي در يك بحران بسر مي بريد، نمي توانيد غير از سرگرداني يا هيجان انتظار ديگري داشته باشيد. در اينجا برخي از انواع احساساتي كه بيماران مبتلا به سرطان پستان در زمان تشخيص و طي چند ماه پس از آن به ياد مي آورند، آورده شده است. برخي از اين حالات ممكن است براي شما هم آشنا باشند.

«در حين درمان، احساس مي كردم كه به خوبي از من مراقبت مي شود. تنها شكايتم بجز در مواقعي كه ملاقات كوتاهي با يكي از اعضاي گروه حمايتي داشتم، احساس تنهايي بود. اگر بيمار هم اطاقي من نبود، اين احساس     مي توانست خيلي هولناك باشد. ما نوعي از دوستي را با هم آغاز كرده بوديم كه هرگز فردي كه سرطان ندارد، نمي تواند آن را درك كند.

علامت بزرگي مي گويد كه اينجا  كلينيك پستان است. من حتي قبل از اينكه وارد شوم، شناخته شده ام. دلم  مي خواهد پنهان شوم. من به اينجا تعلق ندارم. اينجا را ترك خواهم كرد.

اين حالت وضعيتي شبيه قرار گرفتن در لبه پرتگاه است، ترسناك است. همه قول مي دهند كه كاري براي من انجام دهند ولي آيا واقعاً انجام خواهند داد؟!

دوباره به من بگو كه خوب خواهم بود. به من اميد بده تا با آن رشد كنم، تا توسط آن بهبود يابم.»

برخی از واکنش های روحی طبیعی‌اند، هرگز خود را به خاطر آنها سرزنش نکنید، مهم این است که آنها را به خوبی بشناسید، راه‌های مقابله با آن را یاد بگیرید و به کار ببندید. این واکنش ها به این شرح هستند:

 

1- ترس

ترس از مرگ، ترس از اين كه زندگي پس از اين چگونه خواهد بود يا چگونه مي‌تواند باشد، ترس از دست دادن سلامتي، زنانگي، جذابيت هاي جنسي و انرژي، ترس از تحليل رفتن و پيري زودرس، ترس بخاطر خودتان، خانواده و دوستانتان، از جمله مواردي هستند كه ممكن است شما را آزار دهند.

 

«تشخيص اوليه به من ضربه زد. من 36 ساله بودم، تنها با يك بچه. خيلي ترسيده بودم. نمي دانستم چه پيش خواهد آمد. آيا به زودي مي مردم؟ پس از بيرون آمدن از شوك و وقتي كه همه چيز به روال معمول درآمده، تجربيات خوبي دارم، زيرا اين موضوع باعث شد تا زندگيم را به گونه اي تغيير دهم كه ديگر چيزي را به تعويق نيندازم. اين باعث شد كه درك كنم زندگي قبلي ام چگونه بوده و حالا خيلي شادتر از گذشته هستم. حالا خوشحالم از اينكه زنده ام. وقتي كه شما سرطان داريد، دیگر كمتر چيزي در زندگي شما ترسناك جلوه می کند، زيرا بالاتر از سياهي، رنگي نيست.»

 

 

2- شوك و انكار

ممكن است فكر كنيد: چنين اتفاقي نمي‌تواند افتاده باشد. من از خودم مراقبت مي كردم، سيگار نكشيدم، غذاي سالم خوردم، ورزش كردم، با     استرس هاي زندگي، خوب كنار آمدم. در خانواده‌ام كسي سرطان پستان ندارد، چطور ممكن است من سرطان پستان داشته باشم؟

اولين واكنش مي تواند يك شوك موقت باشد. وقتي اين حالت بتدريج برطرف مي شود و ما سعي مي كنيم افكارمان را جمع كنيم، واكنش بعدي اغلب اين است: «نه! اين واقعيت ندارد». اين واكنش به اين علت است كه در ناخودآگاه ما اين نظر وجود دارد كه جاويدان هستيم. به همين جهت روبرو شدن با احتمال مرگ، برايمان غيرقابل تصور است. نگران نباشيد. با آشنایی بیشتر با بیماری و راه های درمان آن، بتدريج با این واقعيت تطابق پيدا       مي كنيد و مي توانيد بهترین تصمیم را بگيريد.

 

3- عصبانيت

بسياري از ما، ممكن است از اينكه چرا اين بيماري براي ما پيش آمده است، عصباني شويم. شايد شما قبلاً متوجه توده يا تغيير ديگري در پستان خود شده بوديد ولي اقدام خاصي براي آن نكرده بوديد، يا اينكه پزشك شما گفته بود «بگذاريد صبر كنيم و ببينیم چه مي شود». يا اينكه براي ويزيت مجدد نزد پزشك نرفته بوديد، و حالا تشخيص بيماري شما، سرطان است.

عصبانيت نسبت به خودتان يا ديگران قابل درك است و به تدريج بهتر   مي شود، اما در عين حال مي تواند شما را از تصميم‌گيري صحیح و يا برقراري ارتباط با افرادي كه به كمك آنها نياز داريد، باز دارد. لذا بايد سعي كنيد هر چه زودتر از اين حالت دور شويد. توجه داشته باشید که آنچه در حال حاضر از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است «آینده» است و نه «گذشته». بنابراین سعی کنید هر چه زودتر فکر خود را به سمت وقایع آینده و تصمیم گیری منطقی برای آن سوق دهید.

 

4- گناه

بسياري از زنان در مورد كارهايي كه انجام داده‌اند- يا حتي انجام نداده‌اند- احساس گناه مي كنند و آنها را علت سرطان مي دانند. همواره به ياد داشته باشيد: «شما هيچ كاری انجام نداده اید که دلیل ابتلاي شما به سرطان باشد.» 

از نظر پزشکی هم بسياري از زناني كه تشخيص سرطان پستان در آنها داده   مي شود، هيچ يك از عوامل خطر بيماري را ندارند. اين بيماري يك عامل         ايجاد كننده مشخص ندارد، هيچ كس نمي تواند با اطمينان علت بروز آن را در شما با قطعيت تعيين كند. اين عدم قطعيت را بايد پذيرفت، اگرچه اين موضوع يكي از بزرگترين چالشهاي زندگي زنان مبتلا به سرطان پستان است.

 

5- نااميدي و درماندگي

ممكن است احساس كنيد كه سلامتي تان را براي هميشه ازدست داده ايد. ممكن است فكر كنيد كه عمرتان تمام شده است. در يك شب، شما از يك زن سالم و بارور تبديل به كسي شده ايد كه او را نمي شناسيد، كسي كه بشدت بيمار است و حتی خطر مرگ او را تهدید می‌کند. ممكن است احساس نااميدي و درماندگي كنيد و خود را يك بيمار سرطاني بدانید كه آينده او توسط اين بيماري تباه شده است. حتي در بعضی از مواقع که بسیار غمگین هستید، ممكن است آرزوي مرگ سريع و بدون درد كنيد.

 

«پس از تشخيص، براي اولين بار در زندگيم مجبور بودم دست از كار بكشم، درمانهاي من، مرا تبديل به يك آدم وابسته به خانواده و دوستان كرده بود كه فعاليت هاي عادي و مستقل برايش كاملاً مشكل بود.»

 

نگران نباشید! شما به زودی به همان فرد قبل از بيماري تبدیل خواهید شد. کافی است چند ماه درمان هایی که پزشکان برای شما در نظر می‌گیرند را تحمل کنید. توجه کنید که هر چه با شرایط جدید زودتر تطابق پیدا کرده و آن را به عنوان یک واقعیت بپذیرید و به جای ترس، احساس گناه یا نا امیدی در پی مبارزه با بیماری باشید، زودتر به زندگی طبیعی باز خواهید گشت.  

 

6- نگرانی از برخوردهای دیگران

بسیاری از انسانها دوست ندارند مسایل شخصی آنها فاش شود. بعضی افراد حساسیت خاصی در این مورد دارند و غالباً مایل نیستند افراد دیگر و حتی بستگان نزدیک آنان از وجود بیماری آنها مطلع باشند. به ویژه اگر این بیماری سرطان باشد، اگرچه این حالت می تواند کاملاً طبیعی باشد ولی توجه داشته باشید که موضوعات بسیار مهم تری برای پرداختن به آن دارید و نباید تمام و حتی بخشی از توجه و انرژی شما صرف مخفی نگه داشتن این موضوع شود. از برخوردهای دیگران نگران و ناراحت نباشید و همیشه به یاد داشته باشید که بیماری ها همیشه در کمین تمام انسان ها هستند و هیچ فردی از گزند آنها در امان نیست. بنابراین، بیماری یک نقص یا ایراد نیست بلکه یک واقعیت      انکار ناپذیر است که تمام افراد را در معرض خطر همیشگی خود قرار می دهد.    

 

پذيرش احساسات

هيچ كس نمي تواند بگويد كه اين فراز و نشيب ها و سوگ عاطفي چقدر ادامه پيدا مي كند. براي بعضي از زنان،اين دوره عدم اطمينان وگيجي مي تواند تا مدت‌ها پس از اتمام درمان به طول بيانجامد.

 

«من به زناني كه احساس مي كنند كاملاً درمان شده اند، غبطه مي خورم. من ممكن است سرطان نداشته باشم، اما سرطان مطمئناً مرا دارد! من همواره احساس مي كنم كه سرطان مانند يك خطر در كمين است. گويي در لبه پرتگاه زندگي مي كنم. احساسی که پيش از اين هرگز آنرا تجربه نكرده ام».

 

از آنجا كه هميشه در زندگي، غم و اندوه به خاطر «از دست دادن چيزهاي ارزشمند» و اشتياق به «زندگي راحت تر» وجود دارد، اين احساسات در بيشتر زنان نهايتاً ناپديد مي شوند. سرطان مي تواند نقطه عطفی در زندگي شما باشد.  سعي كنيد از حالا به ياد داشته باشيد اين افكار قابل انتظار هستند و در واقع بخشي از درك و زندگي شما به عنوان يك نجات يافته از سرطان مي باشند. به گونه ای با سرطان زندگي كنيد كه از نقش يك «بيمار سرطاني در انتظار مرگ» به سوي «زني كه زندگيش توسط سرطان دچار تغيير شده است» در حركت باشید. ممكن است در لحظاتی به صورت موقتی دوباره به سوي اين احساسات برگرديد، نگران نباشيد!

 

نمي دانم آيا هيچوقت دوباره خواهم توانست تصميم بگيرم!

 

« زندگي در اطراف من ادامه دارد، من از آن آگاهم، اما درگير آن نيستم. من درخودم هستم. اشك ريختن براي هميشه كافي است.براي اينكه هويت ديگري در كنار يك بيماربراي خودم داشته باشم، امروز نياز به كاردارم.خسته ام، اما بايد بجنگم. به اين مهمان ناخوانده «نه» مي گويم. آرزوهايم را مدفون نخواهم كرد. چگونه مي توان با عضوي از بدن خداحافظي كرد؟ سالها آن را داشته ام. شايد دلم برايش تنگ شود، اما اين كار را با آرامش انجام خواهم داد».

 

اطمینان داشته باشید که شما پس از طی شدن دوره درمان، زندگی طبیعی را بار دیگر تجربه خواهید کرد. این واقعیت را نحوه زندگی و سرنوشت عده بی‌شماری از بیماران که با این بیماری زندگی می کنند، تصمیم می گیرند، کارهای روزانه خود را انجام می دهند و خلاصه زندگی طبیعی دارند به شما ثابت می کند.


 

خلاصه

همان‌گونه كه متوجه شده‌ايد، ابعاد عاطفي و روحي سرطان به اندازه ابعاد فيزيكي آن اهميت دارند. احساس صدمه، عصبانيت يا سردرگمي طبيعي اند. خانواده و دوستان شما نيز ممكن است در نگراني‌ها و احساسات شما شريك باشند. هر كسي كه به شما اهميت بدهد، منتظر فرصتي است تا به شما كمك كند.

هنگامي كه تصميم مي‌گيريد كه از حمايت گروه، دوستان يا خانواده برخوردار شويد، هدف يكي است: بدست آوردن كنترل، كمك براي انتخاب، كمك براي احساس اميدواري و غلبه بر تنهايي. به ياد داشته باشيد كه شما بر انتخابتان و اينكه چگونه در قلمرو سرطان سفر كنيد، تسلط داريد. مانند بسياري از زنان، شما نیز ممكن است در مسير بهبودي تجربيات پرمعنا و خوبي داشته باشيد.

 

اطلاعات تماس

تهران، خیابان ولی عصر،خیابان شهید عباسپور، بالاتر از بیمارستان دی، میدان توانیر، پلاک 3، ساختمان پزشکی طلا، واحد 42

تلفن: 88663937 -021

نقشه در Google Map


آخرین اخبار
1 2 3

© 1387 - وب سايت دکتر احمد کاوياني

Rayanpajouh Co.